آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 20 بهمن 1388 ساعت 13:29

_ بعضی وقتها فکر میکنم شاید بهتر بود این وبلاگ اسمم رو همراه خودش نداشت.نمیدونم شاید حرفهایی بخواهم بزنم که در دنیای مجازی از زبان یک آدم مجازی باشد.اما وقتی اسم و فامیلم روی آدرس وبلاگ هست کم می آورم! کلا آدم مرموزی نیستم و کشف تفکراتم به راحتی کشف یک چتر نجات نارنجی در چمنزار سبز است! یک طرفم  میگوید تو که نه چیز مخفی داری نه سیاسی نویس هستی دیگه چه نیاز به اینکه وبلاگت رو عوض کنی.اما طرف منطقیم بدجوری زور میزنه که وبلاگم رو عوض کنم. اگر اینکار بشه میشه بار سوم! فکر کنم اولیش مال 6-7 سال پیش بود.به هر حال اگر عوض کردم دفترچه یادداشتم رو ، حتما به دوستان صمیمی اطلاع خواهم داد تا مبادا اراجیف مرا از دست بدهند!!!!!


_ در شرکت قبلی مدیری داشتیم که از گوجه بدش میومد! گوجه که چه عرض کنم کلا باید گفت از چی خوشش میومد!چون تعدادشون خیلی کمتر بود.از زمان کارشناسیش تو شرکت ..... میشناختمش. همیشه لپ تابش تو بغلش از این اتاق به اتاق دیگر میرفت! من که مستقیما باهاش در ارتباط کاری نبودم اما گویا خیلی جاها کارای شرکت رو به خوبی راه میانداخت.چند وقت پیش در یک مهمانی اتفاقی دیدمش و کلی خوشحال شدم.بعید میدونم خواننده این وبلاگ باشد.نمی دونم چرا ازش مینویسم اما آدم مرموزی بود و همیشه لبخند بر لب! به هر حال منکه به عنوان یک دوست روش حساب میکنم.هر جا هست موفق باشد.....

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
سه شنبه 20 بهمن 1388 ساعت 11:07

_ در شلوغی های خیابان های تهران دیدن رفتار آدمها رو دوست دارم.بعضی ها رو میبینم که پشت ترافیک و مشغول رانندگی چیزی رو برای خود زمزمه میکنند و به قول معروف در باغی دیگر سیر میکنند.... مردم خسته در عصر یک روز سرد زمستانی کاملا بی حوصله میشوند.گاهی دادی گاهی فریادی گاهی بوق بلندی شاید برای مدت کمی آرومشون کنه.اما هر چه هست واقعیت دیگری در جریانست.تهرانی پر از ماشین و چراغهای راهنمایی طولانی مدت.پسر عمم که بود بعضی وقتها با هم سوار ماشین میشدیم و شبهای تهران رو سیر میکردیم. تهرانی که هم خیلی خلوت بود هم نورانی.... لذتی میبردم از این آرامش شبها.اما الان هر جا بخواهم بروم باید حساب کلی معطلی ترافیک رو بکنم.شکایتی ندارم.شاید این بهای زندگی در این ابرشهر است.اما اعتقاد دارم به هر حال بهای بسیار گزافیست.


_ از میدان ولیعصر میگذرم.بازار لبو و باقالی فروشها داغه داغه! دخترها و پسرهای جوون دور چرخدستی فروشنده جمعند و مشغول چشیدن. در اینسوی میدون زن میانسالی میبینم که در حال جمع کردن عروسکهایی است که برای فروش روی زمین چیده بود.کنارش پسرکی با گروه نوازنده هاش مشغول خواندن آواز قدیمی است و خیره به سبدی است که مردم گاه به گاه پول خردی در آن میاندازند.بوی پیراشکی داغ مرا به هوس میاندازد اما برخورد با یک عابر و نگاه خسته ایشان ، توجه به جلوی پای خودم را بهم گوشزد میکند.... صف تاکسی را که میبینم از خیر پیراشکی میگذرم و بر سرعت قدمهام میافزایم.....


_ هیچوقت فرق اصطلاح سرمایی و گرمایی رو نفهمیدم!!نمی دونم اونیکه سرما رو دوست داره میشه سرمایی یا میشه گرمایی یا برعکس!!!!

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
دوشنبه 19 بهمن 1388 ساعت 15:28

_ برای کاری به سازمان فروش یکی از شرکتهای خودروسازی رفتم. از دیدن انبوه آدمهای داخل این سازمان شگفت زده شدم! راستش نه اینکه شرکت ..... رو دست کم بگیرم شگفتی ام بیشتر به خاطر این بود که با توجه به این محصولات کیفیت پایین و خدماتپ س از فروش نامناسبی که به مشتریان خود ارائه میکنند هنوز اینهمه مشتری برای خرید این خودرو های گران و البته بی کیفیت وجود داره.یاد پست دوستم افتادم و افسوس خوردم که به خاطر این خودروهای تاریخ گذشته باید کلی پول بدهیم.بیچاره ما نه؟!!!!


del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
یکشنبه 18 بهمن 1388 ساعت 12:04
عجب دنیای جالبی داریم! خانم جومپا لاهیری ( هندی الاصل) کتابی مینویسه که اصل موضوعش راجع به سختیهای هندی های مهاجر به آمریکاست و کلی بابتش هم جایزه دریافت میکنه.بعدش آقای اوباما ایشون رو به عنوان مشاور هنری ادبی انتخاب میکنه!
del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
یکشنبه 18 بهمن 1388 ساعت 08:29

به نقل از روزنامه وطن امروز :


"جناب شهردار، با وجود این همه شن و ماسه و سایت‌های برف‌روبی و بیل و کلنگ مکانیکی، که از تابستان در خیابان‌های تهران کار گذاشته‌اید، می‌دانید چرا برف نیامد؟شما می‌خواهید با سوء‌استفاده از نزولات آسمانی، مدیریت شهری را به رخ شهروندان بکشید. خدا غرور دارد و اجازه استفاده ابزاری از نعمات آسمانی‌اش را به شهرداری، به مجلس، به دولت؛ حتی به سران فتنه نمی‌دهد."


نتیجه گیری از این جملات که در یک روزنامه کشور منتشر میشود به عهده خواننده  اما وقتی گفته می شود ما گفتگو را بلد نیستیم یعنی همین! یعنی اینکه زمین و زمان و همه چیز رو به فتنه و سران و سیاست ربط می دهیم و حتی در مورد خصوصیات اخلاقی خدا هم نظر میدهیم! نمی دانم اگر نویسنده این متن اگر با برف چند سال پیش تهران مواجه میشد و مجبور بود ساعتها در بزرگراه چمران معطل بماند با دیدن اینهمه آمادگی باز هم همین حرف را میزد!؟برادر من ! آمادگی در برابر حوادث پیش بینی نشده جزیی از مدیریت صحیح است.حتی اگر این آمادگی برای خودنمایی باشد اما وقتی اصل کار صحیح است ما حق نداریم همه چیز را زیر سوال ببریم.


del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
شنبه 17 بهمن 1388 ساعت 10:12

توی مترو نشستم.بوی کهنگی واگن و البته بعضی از آدمهایی که دور ورت نشستند کمی آزاردهنده است.واگنهایی جدید چینی کمی شیکتر شده بود. نمایشگرهای ال سی دی داشت که الان فقط قابش باقی مونده.به مردم اطرافم نگاه میکنم. دختر و پسری رو میبینم که دست در دست هم انداختند و در گوش هم خیالبافی میکنند. فارغ از کسانی که دارند اطرافشون نشسته اند.کمی    اونورتر دو بچه که به نظر دوقلو می آیند با هم مشغول بازی کردن هستند. نتونستم بزرگترشون رو تشخیص بدم چون هر چی سر و صدا میکردند کسی هیس نگفت! بعضی ها هم که مشخص است کارگر هستند خسته از کار روزانه به خواب رفتند.نمی دونم چرا باز مترو سوار شدم وقتی تحمل سرعت پایینش رو ندارم ( مترو تهران کرج) خدا رو شکر میکنم که مسیر هر روزه ام با مترو نیست. هر ایستگاهی که میرسیم کسانی پیاده می شوند و کسانی سوار. پیاده ها بعضی وقتها انقدر عجله سوار شدن دارند که اجازه خروج سواره هارو نمیدهند.بعضی ها غر میزنند که بابا خبری نیست بگذارید ما پیاده بشیم شما سوار شید! دختری که از تیپش مشخص است دانشجوست میبینم . هدفون به گوش آهنگ مورد علاقه اش رو گوش میکند.در جایی دیگر اما سر و صدای چند جوون آرامش رو به هم زده است.... چه میکنند این خوشه سومی های مترو سوار!!!!

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
شنبه 17 بهمن 1388 ساعت 08:32

ـ ایراد از خودمان است! میری وقت دکتر میگیری از چند ماه قبل . خیال میکنی با کسی سر و کار داری که ۲۰-۳۰ سال درس خونده و فوق تخصص فلان چیز رو گرفته و  البته میبایست معنی وقت رو بفهمه.اما بعد از اون چند ماه وقتی میری و سر وقت هم میری باز باید یک یا دو ساعت معطل بشی. دلیلش رو از منشی میپرسی و میگن دکتر امروز دیر اومدند. وقتی برای مریضشون که منبع درآمدشون از ایشون هست انقدر ارزش قایل نیستند دکتر یا هر کس دیگه ای می خواهند باشند اول باید یه واحد درس وقت شناسی یاد بگیرند.یکبار به یکیشون گفتم و ایشون با آرامش فقط معذرت خواهی کردند....بدیهی است که منظور من تمامی دکتر ها نیستند فقط اونهایی که .....


ـ میری بانک ملت پول بریزی به حساب میگن الان سیستم قطعه باید کمی صبر کنی. میگم تا کی؟ میگن معلوم نیست .... میری خدمات دولت الکترونیک خلافی ماشین رو بگیری میگن سیستم قطعه فعلا نمیتونم بهتون خلافی بدم.میگم تا کی منتظر بمونم میگن نمیدونیم. میری اینترنت پر سرعت میگیری به هر دلیلی سرعتش کم میشه یا اصلا ایمیلهات رو نمیتونی باز کنی.میری ماشین ثبت نام کنی.نوشته تحویل فروردین. مپرسی تحویل به موقع هست دیگه؟ میگه  شرکت ..... رو که میشناسی معمولا خوش قول نیست.....

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
دوشنبه 12 بهمن 1388 ساعت 11:56
_ باز به اینجا سر میزنم. اشتهایی پیدا کردم برای نوشتن. گر چه کامنتهایی میبینم از کسانی که روزگاری پشت سر من حرفها زده اند و ... دوست ندارم به حرفهایشان فکر کنم. به بدیها و روزهای بدی که گذراندم.دوست دارم هر کس را هر چه که هست بپذیرم و ارتباطم را حفظ کنم. برای دوستی ورای این حدیثها ارزش قایل هستم.این روزها با اینکه مینویسم اما حسی در کار نیست! شاید به گوشزد دوستی یا ترس از کهنه شدن وبلاگم باز به اینجا آمده ام.حس میکنم بعضی حرفها را نمی فهمم بعضی ها را نمیشناسم و بعضی روابط را نمیدانم.در نظر دیگران گاه چیزی عکس آنچه که هستم جلوه میکنم و این مرا آزار میدهد. میتوان به راحتی با خود بگویم که چه اهمیتی دارد دیگران راجع به تو چه فکر کنند اما اینکار را هم بلد نیستم!
del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>